سفارش تبلیغ
صبا

خورشید آل یاسین ...
 
ثامن تم



صاحب کتاب شیفتگان حضرت مهدی علیه السلام از قول آن مرحوم نقل می کند که فرمود :
در مسجد جمکران قم اعمال را به جا آورده و با همسرم می آمدم . دیدم آقایی نورانی داخل صحن شده و قصد دارند طرف مسجد بروند . گفتم : این سید در این هوای گرم تابستان از راه رسیده و تشنه است . ظرف آبی به دست او دادم تا بنوشد ، پس از آنکه ظرف آب را پس داد گفتم : آقا شما دعا کنید و فرج امام زمان ( عج )  را از خدا بخواهید تا امر فرجش نزدیک گردد.

فرمود : (( شیعیان ما به اندازه ی آب خوردنی ما را نمی خواهند اگر بخواهند دعا می کنند و فرج ما می رسد .))

این را فرمود و تا نگاه کردم آقا را ندیدم ، فهمیدم وجود مبارک امام زمان ( عج ) را زیارت کردم و حضرتش امر به دعا فرموده است .
(نجات یافتگان امام زمان علیه السلام ، ص 95 )


یکشنبه 89/5/31 .:. 6:32 عصر .:. منتظرالمهدی «عج» .:. نظر



خدایا ! ....
گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌کنم
گفتی: فانی قریب
.:: من که نزدیکم (بقره/آیه 186) ::.


گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم... کاش می‌شد بهت نزدیک شم
گفتی: و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال
.:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن (اعراف/آیه205 ) ::.

گفتم: این هم توفیق می‌خواهد!
گفتی: ألا تحبون ان یغفرالله لکم
.:: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/ آیه 22) ::.

گفتم: معلومه که دوست دارم منو ببخشی
گفتی: و استغفروا ربکم ثم توبوا الیه
.:: پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه کنید (هود/آیه 90) ::.

گفتم: با این همه گناه... آخه چیکار می‌تونم بکنم؟
گفتی: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده
.:: مگه نمی‌دونید خداست که توبه رو از بنده‌هاش قبول می‌کنه؟! (توبه/آیه 104) ::.

گفتم: دیگه روی توبه ندارم
گفتی: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب
.:: (ولی) خدا عزیزه و دانا، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه (غافر/آیه 3-2 ) ::.

گفتم: با این همه گناه، برای کدوم گناهم توبه کنم؟
گفتی: ان الله یغفر الذنوب جمیعا
.:: خدا همه‌ی گناه‌ها رو می‌بخشه (زمر/ آیه 53) ::.

گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو می‌بخشی؟
گفتی: و من یغفر الذنوب الا الله
.:: به جز خدا کیه که گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/آیه 135) ::.

گفتم: نمی‌دونم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم! آتیشم می‌زنه؛ ذوبم می‌کنه؛ عاشق می‌شم! ... توبه می‌کنم
گفتی: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین
.:: خدا هم توبه‌کننده‌ها و هم اونایی که پاک هستند رو دوست داره (بقره/آیه 222) ::.

ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرک
گفتی: الیس الله بکاف عبده
.:: خدا برای بنده‌اش کافی نیست؟ (زمر/آیه 36) ::.

 


سه شنبه 89/5/26 .:. 10:36 صبح .:. منتظرالمهدی «عج» .:. نظر


 

کاش در این رمضان لایق دیدار شوم ، سحری با نظر لطف تو بیدار شویم ، کاش منت بگذاری به دلم مهدی جان ، تا که هم سفره تو لحظه افطار شوم

(بخشی از مناجات امام زین العابدین (ع) در اولین روز ماه مبارک رمضان – صحیفه سجادیه )

ستایش ویزه ی پروردگاریست که ماه مبارک رمضان را نیز ، راهی از راه های خیر و رحمت شمرد و این ماه را به نام مقدس خود افتخار و شرافت داد ...

ستایش ویزه ی اوست که ماه رمضان را ماه روزه و ماه سلم و صلاح و ماه طهارت و ماه تهذیب و ماه نماز و عبادت قرار داد. این ماه را به نزول قرآن مجید احترام و اعتبار داد و قرآنی را که مشعل هدایت و راهنمای راستگوی بشریت است ، با آیات بینات ، در این ماه به قلب نازنین پیامبر خویش فرو فرستاد و فضیلت ماه رمضان را بر ماه های دیگر ، روشن و آشکار ساخت ...

الذی انزل فیه القرآن ، هدی للناس و بینات من الهدی و الفرقان ...
پروردگارا ! بروح مقدس محمد و آل محمد رحمت فرست و معرفت فضیلت و جلال حرمت و شرایط اعظام و احترام این ماه را به قلب ما الهام فرمای و از آنچه در این ماه نهی فرموده ای ، ما را باز دار و به روزه ای که پسندیده ی ذات اقدس تو باشد ، توفیقمان بخش و چنان کن که در این ماه ، چشم و گوش و دست و پای ما دور از مناهی و منکرات در راه طاعت و عبادت تو بکار افتند و همواره رضای تو جویند ...
در این ماه ، گوش ما را از شنیدن یاوه ها و چشم ما را از دیدن منکرات فرو بند و کمک کن تا دست های ما به سوی منهیات دراز نشوند و پای ما به راه خطا و معصیت نجنبد و شکم ما جز از حلال ، سیر نگردد و زبان ما جز به ذکر تو نگشاید ...

چنان کن که جز ثواب تو نجوییم و جز از خشم و غضب نگریزیم ... عبادت ما را ای پروردگار متعال از لکه ی ریا و تظاهر ،پاکیزه دار تا در عبادت تو ، دیگری را شریک نگذاریم و جز ذات اقدس و اعلای تو معبود دیگری نشناسیم ...

پروردگارا ، ماه مبارک رمضان را با زینت طاعت ما بیارای و در شبها و روزهایش ، یار مان باش که در نماز و روزه ی خود ، کم نگذاریم و ما را در پیشگاه خود به تضرع خشوع و ذلت و مسکنت بگمار تا روزهایش بر ما به غفلت نگذرد و شبهایش در دست ملاهی و مناهی تباه نگردد ...

                                                                                                           آمین یا رب العالمین

 


پنج شنبه 89/5/21 .:. 12:24 عصر .:. منتظرالمهدی «عج» .:. نظر


گفتم چرا مرا به تو حق نگاه نیست

 وصل تو سرنوشت من روسیاه نیست؟

                                                           گفتا اگر میان من و تو حجاب شد

                                                         

                                                         تقصیر هیچکس به غیر از گناه نیست

گفتم اگر مرا نپذیری کجا روم ؟

 

گفتا به شهر عشق کسی بی پناه نیست

                                                          گفتم نشان خیمه ی خودگو،به نازگفت

                                                        
                                                        جز راه دل،رهی به سوی خیمه گاه نیست 

گفتم گمان کنم که مرا دوست دارید

گفتا یقین نما ، نظرت اشتباه  نیست 
                                     
                                   

                                     التماس دعا

                               اللهم عجل لولیک الفرج

 


یکشنبه 89/5/17 .:. 9:48 صبح .:. منتظرالمهدی «عج» .:. نظر

سلام دوست من :

خوبی گلم ؟ نمی دونم الان که داری این نوشته هارو میخونی ساعت چنده؟ اصلا روزه یاشب ؟
اما فرقی نمی کنه، چون مهم اینه که چشات رد کلمات رو میگیره وتوی سفیدی کاغذ مبهوت نمی مونه، تاحالا شده باخودت خلوت کنی؟ تنهای تنها، خودت باشی وخودت، شده یه مدتی رو اختصاص بدی به مرور لحظه هایی که ازدستت در رفتن، شده یه وقت خسته باشی ازهمه کس وهمه چیز، اصلا حوصله خودت رو هم نداشته باشی یا اینقدرازدست کسی یاحتی خودت ناراحت بشی که احساس کنی یه آن همه ذرات وجودت ازهم پاشید ، فقط می خوای یه راهی رو پیدا کنی برای فراراز واقعیت ، حتما برات پیش اومده یکی قربون صدقت بره یا دم ازرفاقت بزنه ،اصلا خودت چطور؟
شده حس کنی عاشق صفای یکی شدی یا اینقدردوست داریش که همه چی تو براش میدی ؟  فکرمیکنی چقدرپایه رفاقتی ، توکه دم میزنی واقعا حاضری جونتم بدی براش؟اطرافیانت تاچه حدی دلسوزتن ؟چقدرحاضرن از خودشون بگذرن؟

برگردیم به همون خلوتی که گفتم ،یادت که هست، یه نگاه کن اون بالا!!!

خب شده ازخودت سوال کنی چرا کارمیکنی ؟چرا درس میخونی ؟اصلا چرا هرروز کارای تکراری انجام میدی ؟چرا دوست داری دیگران دوست داشته باشن ؟ حالا این همه عمرکردی ،چیکار کردی واسه پدرمادرت یاهرکس دیگه که دوسش داری ؟ میگی چرا اینهمه سوال میپرسم، خوب اینا توذهن همه ما آدما هست ،اما یکی مثل من داره بیرون میکشه ازذهنش ،بعضی هاهم خودشون رو زدن به بی خیالی وفقط میخوان وقتشون بگذره ،اینکه چطوری مهم نیست !!!
فکرمیکنی خوشبختی ؟جوابش سخته نه ؟ البته نه برای کسایی که منطقی ان وواقع بین چون مونده خوشبختی تونظرت چی باشه ، چرا ما آدما همیشه میخوایم خوشبخت تراز دیگران باشیم نه اینکه فقط خوشبخت باشیم، بذاریه جوردیگه بگم ، تاحالا شده ازکسی که اصلا توقعش رو نداری برخورد بد ببینی یاکاری کنی براش ،واون به جای اینکه ازت تشکرکنه ،نمکدونتم بشکنه ،اونوقت دفعه بعد اصلا دلت نخواد براش تره هم خورد کنی یا حالا اگه خیلی دل رحمی ،کمکش کنی اما ته دلت یه جوریه؟

همه این سوالارو بذاریه طرف اتاقک ذهنت بیا این طرف ، باکی بیش تررودربایستی داری یا ازش خجالت میکشی ، نگو هیشکی که امکان نداره ،بالاخره یکی هست که ازش حیا میکنی یا لااقل هرکاری رو جلوش نمیکنی یااگه برات کاری کرد،درمقابل ازش تشکرمیکنی یاجبران میکنی ،اگه عصبانیت کرد ،روتو ازش برمیگردونی یا حداکثرسرش دادمیزنی وخودت رو خالی میکنی ، فکرکنم حدس زدی ته حرفام میرسه کجا ؟




خوب بی انصاف یکم سرچ کن توخودت ، ببین یکی هست هرچی خواستی بهت داده ،منظورم آرزوهات نیست ،هروقت خواستی عقده های دلت رو سرش خالی کردی ، هرجورخواستی باهاش حرف زدی ، بدون اینکه حرمتشو نگه داری وبدونی که اینی که داری ازش شکوه میکنی همونی که دوباره میری سراغش ،تازه اینهمه ازش خواستی بهت داد یه بارشد درمقابل منت سرت بذاره یا چیزی ازت بخواد ؟؟؟
نگو نماز وروزه ،که منفعتش میره توجیب خودمون ، نه فکرکنی من که اینارو میگم خودم بهتراز توام ،نه بابا همچین خبرام نیست ، خودمونیم دیگه، داریم حرف میزنیم ، میدونی ما فقط بلدیم قیل وقال کنیم که خدا، چرا فلان چیزو بهم نمیدی !!!بدون اینکه بلد باشیم چطوری بگیم، شده تاحالا به جای شکایت ازخداوزمان وزمین وضوبگیری دورکعت نماز حاجت بخونی وآخرش ازته دل ،دقت کن ازته دل نه فقط رو زبون ،ازخدا حاجتتو بخوای واون نده ؟بیا ازامشب امتحان کنیم ، باشه همدل من ، ممنون مهربونم ، دیگه واسه امشب بسه خستت کردم ، چشماتو ببند ،بعدش فرض کن ذهنت یه اتاق خالی که فقط تویی بایه قلموی سفید که همه جارو رنگ سفید میزنی ،باهرحرکت دستت ،همه افکارو بریز بیرون،یه نفس عمیق بکش ،سبک میشی ،اگه بخوای ، حالا دستت رو بده به من وبایه یاعلی بلند شو ، یه لبخندم بزن به زندگی بعد رو کن به سمت قبله یه سلام بده به امام زمان بعد دستاتو بالابگیرو برای ظهور آقامون دعاکن : الهم عجل لولیک الفرج.

برگرفته از سایت زیبای باجنبه ها : http://www.bajanbeha.blogfa.com/


دوشنبه 89/5/11 .:. 5:44 عصر .:. منتظرالمهدی «عج» .:. نظر

      گفتم شبی به مهــدی، بردی دلم ز دستم

          من منتظر به راهت، شب تا سحر نشستم

                         گفتا: چکـــار بهــــــتر از انتــــظار جانـــــان؟

                         من راه وصــــل خود را بر روی تــــو نبستم

          گفتـــم دلــــــم نــدارد بی‌تو قــــــرار و آرام

          من عُقـــده دلم را امشـــب دگـر گسستم

                         گفتا: حجــــاب وصـلـم باشد هـــــوای نفست

                         گر نفس را شکستی، دستت رسد به دستم

          گفتم: ببخش جـــرمم، ای رحمـــت الهی

          شرمنـــده تو بودم، شرمنــــده تو هستم

                         گفتا: هــــزار نوبت از جــرم تو گذشتــــم

                         پــرونده تو دیدم، چشــــمان خود ببستم

          گفتا: مبــاش نـــومیـد از خـــانه امیــــدم

          من کی دل محبّ شـرمنده را شکستم؟

 

التماس دعا

اللهم عجل لولیک الفرج


شنبه 89/5/9 .:. 11:6 صبح .:. منتظرالمهدی «عج» .:. نظر
.: Weblog Themes By SamenTheme :.
درباره وبلاگ

موضوعات وب
لینک دوستان
طراح قالب
ثامن تـــم
امکانات وب


بازدید امروز: 15
بازدید دیروز: 20
کل بازدیدها: 177956

دانلود آهنگ جدید